محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

39

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

شوشتر صاحب مجالس المؤمنين گويد كه شوشتر از بلاد خوزستان ، و خوزستان سيصد و شصت موضع است و دار الملكش را مدينه مىگفته‌اند . به غايت « 1 » گرمسير است . ليكن با وصف گرمسيريّت خوش آب و هواست . حدود آن به عراق عرب اتصال دارد و از سمت ديگر به كردستان لر بزرگ كه مالمير [ 9 ب ] گويند و لر كوچك كه فيلى و بختيارى است متصل باشد . حقوق ديوانيش در عهد خاقا [ ن ] سيصد هزار تومان بوده . و درين عهد دار الملك خوزستان به شوشتر است كه در قديم الايام تستر مىگفته‌اند يعنى شيرسر « 2 » . شاپور اردشير سدّى در آنجا بسته از آهن و سرب و سنگ و صاروج . و شوشتر شهرى است به انواع خوبيها آراسته و به صنوف تكلّفات پيراسته . در فصول ثلاثه از گلها خالى نيست . همه عالم بهار شوشترى * جايگاه تذرو و كبك درى آستانهء امامزادهء واجب التعظيم عبد اللّه در شوشتر است . عمارات عاليه بنا نهاده‌اند كه گويى ايوان كيوان درجه [ اى ] از درجات و كاخ مشترى قبه [ اى ] از شرفات اوست . ديگر عمارت شده است كه نظيرش در عالم حدوث و امكان نشان نداده‌اند . يا معدل النهار است كه با فلك البروج تقاطع نموده شد و در آن راسخ الاركان شامخ البنيانش كه مصداق « كَأَنَّهُمْ « 3 » بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ » است محدث چرخ اعظم را مفخر خود نشمرده ، يا كهكشانى است منطقهء شكوه بر ميان جوزا بسته عدد طاقهايش به عدد منازل قمر بسته شده . مردمش غريب دوست و صالح باشد . همواره مسقط الرأس سادات رفيع درجات و فضلا بوده است . دزفول نيز از بلاد خوزستان است . طولش از جزاير خالدات « بدا » و عرض از خط

--> ( 1 ) . اصل : غايته . ( 2 ) . كذا . ( 3 ) . اصل : كأنها .